خانواده پسرا که میرن خواستگاری میگن اومدیم از باغچه شما گل بچینیم … به نظر شما اگه خانواده دخترا برن خواستگاری چی میگن؟ . میگن اومدم شیلنگتون رو ببریم گلمون رو آب بدیم!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:42 توسط عسل و آیدا
عکس هر کدوم از بازیگرا یا بیوگرافیشون رو خواستین بگین
ما واستون ۱ روزه آماده میکنیم .. البته خوشحال میشیم نظرتون رو بگین
.........................................................................................................
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:57 توسط عسل و آیدا
محل تولد: جردن
سال تولد: نمی گویم
ماه تولد: تیر
قد: 182
وزن : متغییر بین 75 تا 80
- شکرانه (سعید سلطانی، 1386)
مصاحبه پوریا پورسرخ:
مثل همیشه اول باید ژوبین خودش را معرفی کند ؟
من پوریا پور سرخ متولد تهران و چهارم تیر ماه هستم . دو خواهر و یک برادر دارم که هر سه دانشجو هستند .مادرم بازنشسته ی آموزش و پرورش و پدرم نیز بازنشسته است .
قد ؟
182 سانتی متر
اهل کدوم محله تهران هستی ؟
بچه ی جردنم .
متاهل یا مجرد ؟
مجرد
خصوصیات اخلاقی پوریا پور سرخ چی است ؟
خیلی خانواده دوست هستم به مادرم خیلی احترام میذارم و زود رنجم و خیلی زود هم کینه ها را از یاد می برم . خیلی هم شیطونم .
تحصیلات ؟
دانشجوی دکترای فیزیولژی گیاه
شغل اصلی تون بازیگریه ؟
من به جز بازیگری کار طراحی فضای سبز را هم انجام میدم ؟


+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:25 توسط عسل و آیدا
میبینید رو اسمون چی نوشته ؟؟؟؟

دوست داشتی یه هم ین ماشینی واسه شما بود؟؟؟

اینم یه عکس دیجیتالی خوشگل.....
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:2 توسط عسل و آیدا
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
به شرط آنکه گه گاهی تو هم از ما کنی یادی
تو شمعی هستی در قلبم که خاموشت نخواهم کرد
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:11 توسط عسل و آیدا
این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:29 توسط عسل و آیدا
مرادوباره مزا مادر
اگر به مرگ خندیدم
اگرشکست فرزندت
اگر گسست لبخندت
مرا مزامادر
هواهنوز چرکین است
زمین هنوز تفدیده
دلم عجیب خونین است
ببین ببین مادر
ردپای اشک ها را
دویده خط برخط
چکیده جا برجا
مراببین مادر
چه نازخوابیدم
به دورازاین دنیا
تو را به خواب می بینم
گاهی بهانه می گیرم
گاهی گلایه ای دارم
از خودم ،زمین، دنیا
از خدا نمیدانم
ببین ببین مادر
تا کجا رسیده ام دیگر
مگو که کفر می گویم
بغضی شکسته ام که می بارم
پنجه های تنهایی
می فشارد گلوی من 
هر چند 
لطف روزگار هم گاهی
میزند به سینه ام خنجر
زمین هنوزپرکینه
و جنگ روز با شب
دقیقه ها در تب
و مردمان در مسخ
میان این همه نفرت
میان این همه کینه
مرگ است که عریان است
مرگ است که بی کین است
مرا مزا مادر
این بار همین کافی است
بگذار بخوابم باز
بگذار 
که مرگ شیرین است
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:27 توسط عسل و آیدا



